الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

107

الغدير ( فارسي )

سخن امير مؤمنان هنگامى كه ابوذر را به سوى ربذه بيرون كردند اى ابوذر ! تو براى خدا خشم گرفتى پس به همان كسى اميدوار باش كه براى او خشم گرفتى ، اين گروه از تو بر دنياى خويش ترسيدند و تو از ايشان بر دينت ترسيدى ، پس آن چه را از تو بر آن مىترسند در دست ايشان رها كن و براى حفظ آن چه از ايشان بر آن مىترسى بگريز كه چه بسيار نيازمندند ايشان به آن چه ايشان را از دستبرد به آن منع كردى ( كه همان دين تو است ) و چه بسيار بىنيازى تو از آن چه ايشان تو را از دسترسى به آن باز داشتند ( كه همان دنيا است ) و فردا خواهى دانست كه چه كس سود برده و چه كس بيشتر رشك برده . و اگر آسمانها و زمين بر بنده اى بسته باشد و سپس از نافرمانى خدا بپرهيزد خداوند راه رهائى از آن دو را براى او قرار مىدهد . جز به حق انس مگير و جز از باطل به وحشت ميا كه اگر تو دنياى ايشان را مىپذيرفتى تو را دوست مىداشتند و اگر چيزى از آن براى خود جدا مىكردى تو را در امان مىداشتند ( 1 ) ابن ابى الحديد در شرح 2 / 375 تا 387 داستان بوذر را به گستردگى آورده و آن را مشهور و تأييد شده مىداند و اين هم عين سخنانش : پيشامد ابوذر و تبعيد او به ربذه يكى از رويدادهائى است كه موجب نكوهش عثمان گرديد و اين كلام را ابو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى در كتاب سقيفه از عبد الرزاق از پدرش از عكرمه از ابن عباس نقل كرده كه گفت : چون ابوذر به ربذه تبعيد شد عثمان دستور داد ميان مردم جار زدند كه هيچ كس نه با ابوذر سخن گويد و نه او

--> ( 1 ) نهج البلاغه 1 / 247